تبليغاتX
سفر تا بی نهایت
با توکل به خدا به کمک ایات قرانی دور ایران را رکاب زدم IRAN
  

گذارش کامل در ادامه مطلب

گذارش کامل در ادامه مطلب


ادامــه مطلــب

+ تاریخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 | ساعت9:0 | نویسنده امیر |


روز سه شنبه ساعت ۱۲ شب سه راه تهران پارس سوار مینی بوس کوهنوردان بروجن شدم زمانی که ار این شهر رد شدم مطلع شدم شدم که قصد صعود به ارارت دارن و هماهنگ کردم نا در پیش برنامه ها شرکت کنم ساعت ۴ بود به قرارگاه رینه رسیدیم اتاقها پر بود تو مینی بدس خوابیدیم حدود ۶ بیدار شدیم بعد از خوردن صبحانه به سمت گوسفندسرا راه افتادبم بچه ها لبا سها رو عوض کردند کوله ها را بستند ساعت ۱۰ به راه افتادیم و وارد طبیعت دماوند شدیم


ادامــه مطلــب

+ تاریخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 | ساعت12:45 | نویسنده امیر |


روز بنجشنبه ساعا ۶ با یکی از بچه محل ها به درکه و پلنگچال رفتم ۵ بعد از ظهر برگشتیم او رفت منزل و من به سمت قله توچال حرکت کردم نزدیک شیرپلا با اقای فقیهی و دوستانششان اشنا شدم و با هم به راه افتادیم در شیرپلا شام خوردیم بعد از نماز به راه افتادیم نرسیده به امیری خوایدیم ۳۰/۴ به راه افتادیم هوا خیلی خوب یود من کمی خسته بودم ولی به قله رسیدم

 


ادامــه مطلــب

+ تاریخ شنبه سوم مرداد 1388 | ساعت8:54 | نویسنده امیر |