من بعد از هفت استان وارد هشتمین استان کشور کردستان شدم شنبه ۱۱ ابان وارد سقز شدم از جاده بوکان که پر از ماشینهای قاچاقچی با سرعت زیاد از کنارم رد میشدند که به انها سی اف میگند از گردنه های پر پیچ وخم کردستان وارد سقز شدم هوا سرد وباران میبارید یک روز پر حیجان رو پشت سر گذاشتم
مردم كردستان واقعا بامن به گرمي رفتار ميكنند ومهربانند
حسن نیت برادران اهل تسنن : دیروز وقتی وارد مهاباد شدم از شهرداری استان آذربایجان شرقی فاکسی آمده بود مبنی بر عدم همکاری شهرداری با دوچرخه سوار حاوی آیات قرآنی ولی با این وجود شهردار این شهر کمال همکاری را داشتند .

بسته با ارزش من به دست اقای فتح اللهی باز شد در
خبرگذاری جمهوری اسلامی ایران در ارومیه

دوستی از طرف خدا خدا بنده هاشو تنها نمیزاره

مارکی اشنا برای اسکیت بازان قدیمی


سیب زمینی رو چند میخرند چند میفروشند

بازار تاریخی ارومیه

سه گنبد در ارومیه کج نبود سه پایه کج بود

تعجب نکنید

ی روز بارانی در ارومیه


زوج افتخار افرین ایرانی http://www.rmc4peace.com/

دوستان بلژیکی من در تبریز جولین و فردریک باهم برادر بودند

دفتر خبرگذاری جمهوری اسلامی در ارومیه

دوستان خوبم در ارومیه
در اذربایجان شرقی از حرکت من در استانداری انتقاد شد
http://www.tiknews.net/display/?ID=69534&page=45
ورود من به استان اذر بایجان شرقی درپلیس راه برگه های مرا مهر و امضا کردند

شاه گلی تبریز

ارگ علی شاه تبریز

مسجد کبود تبریز

دوستانی که در تبریز با انها اشنا شدم حسین رستگار وهومن مجیدی

مقبره الشعرا


اردبیل

http://www.aryanews.com/Fast.aspx?cod=1020082110001918&t=آذربايجان شرقي *
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1714573
برای خواندن خبر کمیسیون حقوق بشر به آدرس زیر بروید.
http://hrtabriz.blogfa.com/post-45.aspx
من وخدای خودم در این جاده و دیگر هیچ تنهایی زیبایی بود
در سرعین و این ساوالان

دوستم داریوش در سرعین شعارش هم دهکده ..... برای سفرش به دور دنیا بعد از پایان دانشگاه
شاید باهم بودیم در این سفر

و این سیب افتاد ولی من بالا میرم انشا الله
نیکپی در زنجان

بزرگترین پل تاریخی زنجان
رخشورخانه زنجان



مسیر در دست احداث اقکند به هشتجین که من اولین مسافر ان جاده بودم

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1714573
من از زنجان به سمت نيك پي به راه افتادم يك شب را در بخشداري اين روستا به سر بردم . يكشنبه صبح به سمت سرچم سفلي به راه افتادم باد شديدي در جاده مي وزيد و سرعتم را به ۵ تا ۱۰ كيلومتر رسانده بود در جاده ترانزيت ركاب مي زدم و در استراحتگاه عدل براي نماز توقف كردم . نمازم را خواندم و پس از كمي خوابيدن به سمت سفلي حركت كردم . با فرستادن صلوات سعي مي كردم كمر باد را بشكنم . ساعت ۲ سفلي بودم و به سمت آق كند به راه افتادم . حدود ساعت ۵ به اين شهر رسيدم در شهرداري سوئيتي براي من فراهم كردند . روز سختي رو پشت سر گذاشته بودم . صبح روز بعد به سمت هشت جين حركت كردم يك روز متفاوت در جاده هاي كوهستاني با مناظر وصف ناپذير و گردنه هاي نفس گير و شيب هاي تندي كه سرعت مرا به 100 كيلومتر مي رساند . با آسفالت خراب و بريده بريده . قسمتي از راه را از جاده در دست ساخت گذراندم و كوه آق داغ روبروي من خودنمايي مي كرد . جاده ساكت و خلوت من بودم و خداي خودم . رودخانه قزل اوزن را پشت سر گذاشته و به هشت جين رسيدم . شب در هشت جين بودم صبح به سمت خلخال حركت كردم . اين مسير هم پر از گردنه هاي نفس گير بود . براي عكس انداختن به زير تابلوي ۲۵ كيلومتر مانده به خلخال رفتم و عكس انداختم . بعد متوجه شدم كه هر دو چرخ دوچرخه ام پنچر شده است به خاطر خارهاي كنار جاده . پنچري را گرفتم و ظهر به خلخال رسيدم . عيد فطر در خلخال بودم . روز ۵ شنبه به سمت كيوي رفتم . در كيوي در مسافرخانه محمدي شب را به صبح رساندم . و صبح جمعه به سمت اردبيل حركت كردم . در بين را با دو آلماني آشنا شدم . آنها از آلمان به سمت هند ركاب مي زدند كه از هند با هواپيما به آلمان برگردند . حدود ساعت ۵ به هير رسيدم و شب را در اين شهر به سر بردم تا صبح روز شنبه ۱۳ مهر ماه به سمت اردبيل حركت كنم .در اين مسير اتفاقات جالب و زيبايي اتفاق افتاد كه بطور مفصل براي شما در آينده شرح خواهم داد . در اردبیل........
http://www.khabarfarsi.com/news-305670.htm
من در زنجان هستم انشاالله شنبه به طر ف اردبیل حرکت میکنم روزه داری کمی از سرعتم در جاده ها گرفته ولی با دعای خیر شما دوستان این سفر رو به اخر خواهم رساند در زنجان با شهرداری مشکلی داشتم که حل شد